خلاصه محتوا:
در این محتوا، تبیین میشود که هدایت انسان، اساسیترین و ضروریترین نیاز اوست و خداوند بر اساس حکمت، ربوبیت، رحمت و رأفت خویش هرگز از هدایت انسان غافل نبوده است. نبوت و امامت، تجلی ویژهٔ رحمت الهی، حکمت الهی، نور الهی و ربوبیت خداوند هستند و ارسال انبیا و ائمه، بر اساس سنتهای الهی و تجلی اسماء حسنای الهی صورت میگیرد. خداوند با تجلی اسم «النور»، انسان را به سوی نور هدایت میکند و اقتضای این تجلی، ارسال نبی و امام است.
امامت و نبوت، مظاهر جامع اسماء الهیاند؛ امام و نبی آینهٔ کامل حق و مظهر تمام اسماء و صفات الهی هستند. بر همین اساس، حتی با رشد و پیشرفت علوم تجربی و فناوری، انسان هرگز از امام بینیاز نمیشود؛ زیرا علوم تجربی تنها قادر به تأمین نیازهای مادی و دنیوی انساناند، نه نیازهای معنوی، روحی و غیبی او. آرامش حقیقی انسان تنها در اتصال به غیب و یاد خدا حاصل میشود و این اتصال از مسیر امامت و نبوت امکانپذیر است. عقل انسان برای سامان دادن به زندگی دنیوی کافی است، اما برای آبادانی آخرت، تأمین نیازهای روح، و ارتباط با ملکوت، عقل بهتنهایی پاسخگو نیست و انسان نیازمند نور امامت است. قواعد ارتباط با توحید، ملکوت، فنا و بقای الهی را امام و نبی میشناسند و تنها آنان میتوانند انسان را به این مراتب برسانند. امام، حقیقت جامع ملکوت، غیب و توحید است و ارتباط با امام، اتصال به تمام هستی و تمام حقیقت غیب محسوب میشود. توجه به روح امام، در حقیقت توجه به اسماء الهی و نهایتاً توجه به ذات حق تعالی است. امام «انسان کامل» و «انسان کل» است؛ تمام مراتب انسانیت از او سرچشمه میگیرد و به او بازمیگردد. همهٔ فضایل انسانی مانند کرامت، عزت، حرمت و ادب، ریشه در روح انسان کامل دارند.
همچنین تبیین میشود که هر موجودی در عالم ختم و اطلاقی دارد و انسان کامل، اطلاق انسانیت است. امام علاوه بر آنکه «بابالله» است، «بابالاشیاء» نیز هست؛ یعنی حقیقت هر شیء از مسیر حقیقت امام شناخته میشود. چون امام مظهر جامع تمام اسماء الهی است، اتصال به روح او مساوی است با اتصال به حقیقت همهٔ موجودات. بدین ترتیب، شناخت حقیقت اشیاء، عالم و انسان، بدون ارتباط با امام ممکن نیست.
آغاز محتوا:
- امامت و نبوت:
خداوند متعال بر اساس حکمت و ربوبیت الهی خویش، هرگز از هدایت انسان غافل نیست. هدایت، ضروریترین و اساسیترین نیاز انسان است و خداوند، بر پایهٔ حکمت، رأفت و رحمت خود، به این نیاز اصلی انسان توجه تام دارد. از این منظر، نبوت و امامت تجلی خاص رحمت الهی، تجلی خاص هدایت الهی، تجلی حکمت الهی و تجلی غالب ربوبیت الهی هستند.
- نبوت و امامت در چارچوب سنتهای الهی:
خداوند بر اساس سنتهای تغییرناپذیر خود، هدایت انسان را رقم میزند. به بیان دیگر، ارسال امام و نبی برای هدایت بشر نیز در چهارچوب همین سنتهای الهی تحقق مییابد. ارسال انبیای الهی جلوهای از لطف الهی و تجلی اسم «لطیف» است. همچنین، ارسال انبیا و ائمه بر اساس اسم «نور» الهی است، زیرا خداوند اراده کرده است انسان را به نور برساند و اقتضای تجلی اسم «النور»، فرستادن نبی و امام است.
امامت و نبوت، همچنین تجلی رحمت الهی هستند. خداوند بر اساس رحمت، جمال و رأفتی که نسبت به بندگان خود دارد و با توجه به اینکه «رئوفٌ بالعباد» است، امام و نبی را برای هدایت انسانها میفرستد. از این رو، امام و نبی مظهر رحمت الهیاند.
- امام و نبی بهعنوان مظاهر اسمای الهی:
خداوند بر اساس حکمت خویش میخواهد انسان را به غایت نهایی برساند و آن غایت نهایی، خود ذات مقدس الهی است. به همین دلیل، امام و نبی را برای هدایت انسان مقرر کرده است. از این منظر، امام و نبی تجلی حکمت و لطف الهی هستند. همچنین، خداوند بر اساس الوهیت خود میخواهد انسان را به «مقام جمعی» برساند؛ بنابراین امام و نبی مظهر الوهیتاند و انسان از طریق توسل و اتصال به مظاهر الوهیت، یعنی انبیا و ائمه، به مقام جمعی الهی میرسد.
از سوی دیگر، خداوند از طریق ربوبیت خویش، عالم انسان را تدبیر و مدیریت میکند و یکی از جلوههای این تدبیر ربوبی، ارسال امام و نبی است. لذا امام و نبی مظاهر ربوبیت الهیاند. در یک بیان جامع میتوان گفت خداوند برای تجلی و ظهور اسماء و صفات خود، امام و نبی را به عالم میفرستد. بدین ترتیب، امام و نبی مظهر تمامی اسماء الهی هستند و تمامیت حق در عالم در وجود امام و نبی جلوهگر است. آنان آینهٔ کامل الهیاند و تمام حقیقت را منعکس میکنند.
- بینیازیناپذیری انسان از امام با وجود پیشرفت علوم:
اگر این قاعدهٔ بسیار مهم توحیدی بهدرستی فهم و باور شود، دیگر نمیتوان پذیرفت که با رشد علوم تجربی و پیشرفتهای صنعتی، انسان میتواند از امام بینیاز گردد. علوم تجربی، هرقدر هم که به عالیترین مراتب رشد و تکامل برسند، هرگز قادر به پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان نیستند. نیازهای معنوی و غیبی انسان تنها با نور امامت و نبوت برطرف میشوند.
هرچه علوم تجربی پیشرفت میکنند، خلأهای معنوی انسان همچنان باقی میمانند و حتی این خلأها عمیقتر میشوند؛ زیرا انسان در کنار نیاز به رفاه و آسایش مادی، نیازمند آرامش روحی است و آرامش روحی از طریق تکنولوژی و پیشرفتهای صنعتی حاصل نمیشود. آرامش معنوی تنها در اتصال به غیب و در ارتباط با خداوند به دست میآید، چنانکه قرآن میفرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب».
- نقش عقل و محدودیت آن در سیر انسان:
ابتداییترین نیازهای انسان مربوط به بدن و زندگی مادی اوست و عقل انسان برای تأمین این بخش کفایت میکند. خداوند عقل را به همهٔ انسانها عطا کرده است تا بهوسیلهٔ آن، دنیای خود را آباد سازند. اما عقل انسان تنها برای آبادانی دنیا کافی است، نه برای آبادانی آخرت و تأمین نیازهای روح و ملکوت انسان.
نهاییترین و عمیقترین نیازهای انسان مربوط به روح اوست و برای تأمین این نیازها، عقل بهتنهایی کفایت نمیکند. انسان برای ارتباط با ملکوت، نیازمند نور امامت است؛ زیرا قواعد ارتباط با ملکوت، توحید، فنا و بقای الهی را امام و نبی میشناسند و تنها آنان قادرند انسان را به این مراتب برسانند.
- امام بهعنوان حقیقت جامع غیب و ملکوت:
دانشمندان و عالمان تجربی میتوانند قواعد دنیایی و نیازهای مادی انسان را بشناسند و تأمین کنند، اما از قواعد غیب و ملکوت آگاهی ندارند. ارتباط با امام، در حقیقت ارتباط با تمام ملکوت است؛ زیرا امام خود حقیقت جامع ملکوت است. ارتباط با امام، ارتباط با تمام غیب، تمام توحید و تمام اسماء الهی است. توجه به روح امام، توجه به اسماء الهی و در نهایت توجه به ذات اقدس الهی است. در واقع، توجه و ارتباط با امام، عین توجه و ارتباط با حق تعالی است. هر امام بهتنهایی حامل تمام عوالم غیب و تمامیت هستی است و اتصال به امام، اتصال به کل هستی بهشمار میآید.
- امام بهعنوان انسان کامل و انسان کل:
امام «انسان کامل» و «انسان کل» است و تمام انسانیت در وجود او متجلی است. انسان از طریق ارتباط با روح انسان کامل، با کل هستی ارتباط برقرار میکند. تمامیت انسانیت ما در انسان کامل معنا پیدا میکند و انسان کامل، مطلق انسانیت است. همانگونه که هر پدیدهای در عالم دارای ختم و اطلاقی است، انسان کامل نیز ختم و اطلاق انسانیت است. تمام مراتب و صفات انسانی از انسان کامل سرچشمه میگیرد و به او ختم میشود. تمام فضیلتهای انسانی همچون ادب، عزت، حرمت و کرامت، ریشه در روح انسان کامل دارد.
- امام بهعنوان بابالله و بابالاشیاء:
مصادیق انسان کامل، انبیا و ائمه هستند. آنان نهتنها «بابالله» محسوب میشوند، بلکه «بابالاشیاء» نیز هستند. پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله میفرمایند: «انَّ لِکُلِّ شَیءٍ باباً»؛ هر چیزی دری دارد. انسان کامل، هم دروازهٔ ورود به حریم الهی است و هم باب شناخت اشیاء. از آنجا که امام ولیّالله است و روح او به اسماء و صفات الهی متصل است، حقیقت هر شیء از مسیر حقیقت امام شناخته میشود. هر چیز در عالم مظهر یک یا چند اسم الهی است و امام، مظهر جامع و کامل همهٔ اسماء الهی است. به همین دلیل، اتصال به روح امام به معنای اتصال به حقیقت همهٔ اشیاء است؛ چه آب، چه آتش، چه گیاهان، چه حیوانات و چه جمادات. حقیقت همهٔ موجودات بهصورت جمعی در روح امام متجلی است و توجه به روح امام، توجه به حقیقت تمام اشیاء عالم محسوب میشود. به همین معناست که از امام به عنوان «بابالله» و «بابالاشیاء» یاد میشود.