آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • امامت؛ حقیقت مظلوم و واسطه حیات همه عوالم

امامت؛ حقیقت مظلوم و واسطه حیات همه عوالم

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین حقیقت «امامت» از منظر توحیدی و هستی‌شناسانه می‌پردازد و امامت را به‌عنوان یکی از عمیق‌ترین و در عین حال مظلوم‌ترین حقایق عالم معرفی می‌کند. پس از توحید، حقیقت امامت ناشناخته‌ترین حقیقت در عالم هستی است و اصلی‌ترین مظلومیت اهل‌بیت علیهم‌السلام، نه شهادت بلکه ناشناخته ماندن مقام حقیقی آنان است. بر اساس محتوای بحث، کل عالم هستی اعم از انسان، حیوان، نبات، جماد، فرشتگان و عوالم غیب محتاج امام است. امام به‌عنوان «روح عالم» و «انسان کامل» معرفی می‌شود که حلقه اتصال میان ذات حق، اسماء الهی و مخلوقات است. تمام فیوضات مادی و معنوی، در قوس نزول و قوس صعود، از طریق روح امام به عالم می‌رسد و امام واسطه فیض در همه سطوح وجود است. در ادامه، جایگاه امام نسبت به انبیا تبیین می‌شود. هر نبی تنها مظهر برخی اوصاف الهی است، اما امام وارث همه انبیاست و به تمام اوصاف کمالی انبیا متصف است. از این رو، امام «مظهر جامعه اسماء الهی» است. این مظهریت یا به‌صورت تدریجی در طول سلوک تحقق می‌یابد یا به‌صورت جمعی و دفعی در روح امام استقرار می‌یابد، که دیدگاه غالب بر تدریجی بودن آن تأکید دارد. یکی دیگر از ارکان امامت، علم امام به تفسیر و تأویل قرآن است. امام نه‌تنها معنای ظاهری آیات را می‌داند، بلکه به بطون قرآن، مصادیق خارجی آیات، و ریشه‌های غیبی اشیاء و حوادث نیز علم دارد. این علم، ناشی از رسوخ حقیقی در علم الهی است. امام دارای همه فضایل اخلاقی به‌صورت مطلق و در بالاترین درجه است. هر فضیلتی که امام با اختیار و اراده کسب می‌کند، سبب تجلی اسم خاصی از اسماء الهی در روح او می‌شود. از آنجا که ائمه جامع همه فضایل‌اند، جامع همه اسماء نیز هستند؛ هرچند میان آنان تفاضل اسمائی وجود دارد که ریشه در تفاوت شدت ظهور برخی ملکات روحی در هر امام دارد. در بخش پایانی، رابطه میان ملکات اخلاقی، مقامات وجودی و معجزات انبیا و ائمه تبیین می‌شود. همه معجزات، کرامات و تسلط‌های خاص انبیا ریشه در ویژگی‌های خاص روحی آنان دارد و این قاعده اختصاصی به انبیا ندارد، بلکه یک قانون عمومی توحیدی است. هر انسانی به میزانی که به فضایل بنیادین مانند صدق، صبر، ادب، اخلاص، شکر و عفو متخلق شود، به مراتبی از مقامات معنوی دست خواهد یافت. این فضایل، ارکان اصلی سیر توحیدی‌اند و در وجود ائمه علیهم‌السلام به کامل‌ترین وجه متحقق شده‌اند.

آغاز محتوا:

  • حقیقت امامت و مظلومیت ناشی از ناشناختگی:

ده حقیقت کلیدی که همگی در نسبت مستقیم با توحید و معارف اصیل اسلامی قرار دارند. مسئله امامت از ریشه‌ای‌ترین و شاخص‌ترین مباحث توحیدی است، بلکه می‌توان گفت امامت امتداد توحید در عالم خلقت است. با این حال، حقیقت امامت در طول تاریخ غریب مانده و همچنان نیز در غربت به سر می‌برد. پس از توحید، هیچ حقیقتی به اندازه امامت مغفول، پنهان و مظلوم واقع نشده است. اهل‌بیت (ع)، مستورترین حقایق عالم وجود هستند و مظلوم‌ترین انسان‌ها نیز همان معصومان‌اند. این مظلومیت، بیش از آنکه در شهادت و مصائب ظاهری آنان تجلی پیدا کند، در نشناختن مقام حقیقی و مرتبه وجودی ایشان ظهور دارد. عدم کشف حقیقت آنان، مظلومیتی عمیق‌تر و اساسی‌تر از هر مظلومیت تاریخی است. وظیفه ما این است که نسبت به حقیقت وجودی اهل‌بیت (ع) معرفت پیدا کنیم، به شناخت علمی و شهودی برسیم، تا بتوانیم پس از شناخت حقیقت آنان، حُب آنان را پیدا کنیم و از طریق آنان، ارتباط معنوی و وجودی خود را با عالم الهی برقرار نماییم.

  • جایگاه ده ‌گانه اصول امامت:

ده نکته‌ای که درباره امامت مطرح می‌شود، در حقیقت سرفصل ده‌ها بلکه صدها جلسه معرفتی است. آنچه در اینجا مطرح می‌گردد، صرفاً طرح اجمالی این اصول است و هر یک از این مباحث، نیازمند شرح، توسعه، تبیین و تفصیل بسیار گسترده‌ای است تا برای سالک، ملموس، محسوس و در جان او مستقر شود.

  • اصل نخست: نیاز همه عوالم هستی به امام:

نخستین اصل در باب امامت و جایگاه همه امامان این است که تمام مجموعه عالم هستی نیازمند امام است. نیاز به امام، نه تنها نیاز انسان‌ها، بلکه اساسی‌ترین، حقیقی‌ترین، اولین و آخرین نیاز همه موجودات است. این نیاز، منحصر به بشر نیست. حیوانات نیز هم از جهت روحانی و هم از جهت مادی محتاج مدد امام‌اند. نظام تغذیه، بقا و تدبیر آن‌ها نیز بدون وساطت روح امام محقق نمی‌شود. گیاهان نیز محتاج امام‌اند، چرا که آب، حرارت، خاک و شرایط مادی عالم طبیعت، به مدد روح امام انشا و تدبیر می‌شود. حتی جمادات نیز از جنبه وجودی و مادی، نیازمند وساطت روح امام هستند. فرشتگان، عوالم ملکوت، و همه مراتب غیب نیز محتاج نورانیت، روحانیت و حقیقت امام معصوم‌اند. بنابراین، مجموعه آفرینش، از پایین‌ترین مراتب ماده تا عالی‌ترین سطوح غیب، نیازمند حقیقت امامت است.

  • امام؛ حلقه اتصال میان خالق و مخلوق:

امام، حلقه اتصال میان مخلوقات و اسماء الهی است. به بیان دقیق‌تر، ارتباط میان ذات حق تعالی با عالم، از طریق مرتبه الوهیت و اسماء الهی برقرار می‌شود، و ارتباط اسماء الهی با ارواح و موجودات، از طریق روح امام تحقق پیدا می‌کند. روح امام، واسطه‌ی خاص و ممتاز میان ذات الهی و عالم خلقت است. او انسانِ کامل و حقیقت جامع انسانیت است. تمامی مراتب انسانیت، در همه ابعاد وجودی‌اش، در روح امام متجلی است. از این‌رو، هر موجودی، به اندازه مرتبه وجودی خود، از روح امام بهره‌مند می‌شود و بدون این واسطه، هیچ بهره‌ای از فیض الهی امکان تحقق ندارد. این اصل، نخستین قاعده بنیادین امامت است که بر اساس آن، هستی بدون امام اساساً قابل تصور نیست.

  • اصل دوم و سوم: وساطت امام در افاضه فیض:

بر پایه اصول بعدی، هر نبی و هر امام در عصر خود، واسطه فیض الهی است؛ واسطه‌ای برای تمامی فیوضات مادی و معنوی. فیض الهی، چه در ساحت ماده و چه در ساحت معنا، در سراسر عوالم، از مسیر روح امام به موجودات می‌رسد. تمام فیوضات مادی، اعم از مراتب جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی، از طریق وساطت امام افاضه می‌شود. همان‌گونه که فیوضات معنوی نیز، که به مراتب مختلف وجودی تعلق می‌گیرند، تنها از مجرای روح امام به عالم می‌رسند. امام، هم در قوس نزول و هم در قوس صعود، واسطه فیض است؛ هم در تجلیات وجودی و هم در تجلیات شهودی. هیچ فیضی، چه در ساحت خلق و چه در ساحت امر، بدون عبور از حقیقت امام، به مخلوقات نخواهد رسید. این اصل، بیانگر مقام بی‌بدیل امام به عنوان مجرای دائم فیض الهی در نظام هستی است.

  • اصل چهارم و پنجم: جامعیت کمالات امام نسبت به انبیا:

هر یک از انبیای الهی، با صفت یا صفاتی خاص شناخته می‌شوند؛ برخی به صبر، برخی به شکر، برخی به حلم، و برخی به ویژگی‌های دیگر. اما امام، جامع همه اوصاف و کمالات انبیای الهی است. امام، وارث همه انبیاست و همه فضائل، صفات و ملکات آنان در او جمع شده است. همین جامعیتِ صفات، سبب می‌شود که امام، مظهر جامع اسماء الهی باشد. صفات اخلاقی و وجودی امام، ریشه در تنزل اسماء و صفات الهی دارد و هر فضیلتی که در وجود امام ظهور می‌کند، جلوه‌ای از اسماء حسنای الهی است. این جامعیت، خود از شئون توحید و بیانگر صدر توحیدی مقام امامت است.

  • اصل ششم: جامعیت اسماء الهی در وجود امام:

امام دارای مظهر جامع اسماء الهی است. روح امام، محل تجلی همه اسماء الهی است. در توضیح این اصل، دو دیدگاه مطرح می‌شود:

 دیدگاه اول: نزول تدریجی اسماء الهی:

بر اساس این دیدگاه، اسماء و صفات الهی به‌تدریج و در طول زمان، متناسب با افعال، احوال، نیات و سلوک امام، در روح ایشان تجلی پیدا می‌کند. این سیر، هم جنبه جذبه‌ای دارد و هم جنبه سلوکی و تدریجی.

دیدگاه دوم: تجلی دفعی و جمعی اسماء الهی 

همه اسماء الهی به ‌صورت دفعی و بالفعل، به طور کامل در روح امام مستقر می‌شوند. در نهایت، دیدگاه اول بیشتر مورد پذیرش قرار می‌گیرد؛ زیرا سیر به سوی کمال برای ائمه (ع) نیز با وجود مقام عصمت، دارای مراتب و تجلیات تدریجی است.

  • اصل هفتم: علم امام به تفسیر و تأویل قرآن:

اصل هفتم بیان می‌کند که امام هم علم تفسیر قرآن را داراست و هم علم تأویل قرآن را.

  • علم تفسیر قرآن:

تفسیر قرآن ناظر به: مفاهیم، معانی، کلیات و دلالت‌های لفظی آیات  است و امام به همه این مراتب علم کامل دارد.

  • علم تأویل قرآن:

تأویل قرآن، حقیقتی فراتر از تفسیر است و دو معنا برای آن بیان شده است:

  معنای اول: علم به مصادیق خارجی آیات 

در این معنا، امام مصداق واقعی هر آیه را می‌شناسد و آیات را از طریق تطبیق، به مصادیق حقیقی آن‌ها ارجاع می‌دهد؛ مانند: آیه ولایت، آیه «یا أیتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک»

  معنای دوم: علم به قضا و قدر الهی 

در معنای دوم، تأویل به معنای علم به حقیقت آیات در مرتبه قضا و قدر الهی است. امام آیات را به علم شهودی و لدنی، در مرتبه غیب و تقدیر الهی می‌شناسد. در نتیجه، امام: عالم به تفسیر قرآن است؛  عالم به تأویل قرآن است و مصداق حقیقی «الراسخون فی العلم» به شمار می‌آید. اهل‌بیت (ع)، نه‌تنها تأویل آیات قرآن، بلکه تأویل هر حادثه، هر پدیده و هر حقیقت وجودی در عالم را می‌دانند.

  • اصل هشتم: جامعیت کامل فضایل اخلاقی در وجود امام:

اصل هشتم از اصول امامت این است که امامان معصوم، دارای تمام فضایل و کمالات اخلاقی هستند. همه خلقیات نیک، مصداق تام و کامل خود را در روح آنان یافته است. نه‌تنها هیچ فضیلتی در آن‌ها مفقود نیست، بلکه هر فضیلت را در بالاترین حد اطلاق و کمال دارا هستند. صدق آن‌ها، صدق بی‌نهایت است؛ حلم آن‌ها، حلم بی‌حد و مرز است؛ شکر، صبر، ادب، وفا، سخاوت، عفو و تمام صفات کمالی، در ایشان به نهایت خود رسیده است. بنابراین امامان، هم جامع همه فضایل‌اند و هم هر فضیلت را در مرتبه اعلی و بی‌نقص دارا هستند. این جامعیت و اطلاق در اخلاق، شأنی است که آن‌ها را از دیگر انسان‌ها متمایز می‌سازد و جایگاه ممتاز وجودی آنان را در نظام خلقت تثبیت می‌کند.

  • اصل نهم: تجلی اسماء الهی متناسب با فضایل اختیارشده امام:

خداوند متعال به ازای هر فضیلت اخلاقی و هر ملکه روحی که در وجود امام معصوم تحقق می‌یابد و این فضایل با اختیار و اراده کسب می‌شود، تجلی خاصی از اسماء الهی را در روح آنان ظاهر می‌کند. این قاعده اختصاصی به معصومان ندارد، بلکه قاعده‌ای عمومی در نظام تربیت انسان است. به ازای صبر، اسم «صبور»؛ به ازای شکر، اسم «شکور»؛ به ازای احسان، اسم «محسن»؛ به ازای صدق، اسم «حق»؛ و به ازای ادب، اسم «کریم» در روح انسان تجلی می‌یابد. اما چون امامان معصوم، جامع همه فضایل هستند و این فضایل را در اطلاق دارا می‌باشند، جامعیت و اطلاق اسماء الهی نیز در روح آن‌ها تحقق پیدا می‌کند. به همین دلیل، تجلی اسماء الهی در امامان، هم فراگیرتر و هم عمیق‌تر از دیگر انسان‌هاست.

  • توضیح تفاضل اسمایی میان ائمه (ع):

هرچند همه ائمه علیهم‌السلام جامع اسماء الهی هستند، اما میان آنان نوعی تفاضل اسمایی مشاهده می‌شود. ریشه این تفاضل، تفاوت در غلبه برخی ملکات روحی و اخلاقی در وجود آنان است. بدین معنا که در هر امام، برخی فضایل اخلاقی نسبت به دیگر فضایل ظهور و غلبه بیشتری دارند. این غلبه اخلاقی موجب می‌شود که اسم یا اسمائی که مابه‌ازای آن فضایل هستند، در وجود آن امام ظهور پررنگ‌تری پیدا کنند. از این جهت، تفاضل میان ائمه علیهم‌السلام نه از حیث نقص یا کاستی، بلکه از حیث شدت و ضعف ظهور برخی اسماء الهی است. بنابراین، تفاوت مقامات اسمایی اهل بیت علیهم‌السلام ریشه در تفاوت مراتب بروز و غلبه ملکات نفسانی آنان دارد.

  • اصل دهم: استمداد انبیاء و اولیاء از نور اهل بیت (ع):

اصل دهم بیان می‌کند که همه انبیاء الهی و اولیای خدا در طول تاریخ بشریت، همواره در مصائب، سختی‌ها و ابتلائات خویش، به نور عظمت اهل بیت (ع) متوسل بوده و از آن نور مدد می‌گرفته‌اند. این استمداد، به جهت مقام موهوبی و عظمت وجودی آنان است. علت این امر آن است که در هر عصر، اهل بیت علیهم‌السلام کامل‌ترین موجودات آن زمان بوده‌اند. هر روح نازل‌تر، قائم به روحی عالی‌تر است و هر جزء، تابع کلی است که از آن نشئت گرفته است. از این‌رو، همه انبیاء الهی، به‌ویژه از انوار خمسه طیبه، به صورت مستمر بهره می‌برده‌اند و از آن حقیقت عالی مدد می‌گرفته‌اند.

  • رابطه کرامات و معجزات با ملکات روحی:

در ادامه این اصل، بیان می‌شود که هر پیامبر الهی دارای مجموعه‌ای از خلقیات، ملکات نفسانی و معجزات خاص است و به همان قیاس، هر امام نیز دارای مجموعه‌ای از فضایل اخلاقی، کرامات و معجزات ویژه خویش است. معجزات انبیاء و کرامات امامان، ریشه در ملکات روحی و صفات نفسانی آنان دارد. هیچ معجزه یا کرامتی بدون ریشه وجودی نیست. هر مقامی که به پیامبری یا امامی عطا شده است، مسبوق به صفات، روحیات و ویژگی‌هایی است که در وجود او تحقق یافته است. به عنوان نمونه، حضرت یوسف علیه‌السلام علم تعبیر خواب داشت، زیرا روح او دارای ویژگی خاصی بود که قابلیت دریافت چنین علمی را پیدا کرده بود. حضرت سلیمان علیه‌السلام تسلط بر جن و انس، علم تسخیر اشیاء و علم تکلم با حیوانات داشت، زیرا روح او واجد ملکات و صفاتی بود که چنین مقامات عظیمی را اقتضا می‌کرد.

همچنین نرم شدن آهن برای حضرت داوود (ع)، نتیجه ویژگی و خلق خاصی در روح او بود که این مقام را برایش امکان‌پذیر ساخت.

  • قابلیت تعمیم مقامات روحی به سایر انسان‌ها:

این قاعده اختصاص به انبیاء و ائمه ندارد. هر انسانی که بتواند همان ملکات، صفات و خلقیات را هرچند در مرتبه‌ای پایین‌تر در روح خود ایجاد کند، به همان میزان از آن مقامات بهره‌مند خواهد شد. اگر مؤمنی بتواند ویژگی روحی حضرت یوسف علیه‌السلام را در خود ایجاد کند، به بهره‌ای از علم تعبیر خواب دست خواهد یافت. اگر کسی بتواند ویژگی‌های روحی حضرت سلیمان علیه‌السلام را در نفس خویش تقویت کند، به اندازه ظرفیت خود از مقام تسخیر بهره‌مند می‌شود. این مسئله یک دستورالعمل سلوکی، یک قاعده توحیدی و یک قانون عام در سیر کمال انسانی است. فضایل اخلاقی دارای مراتب و درجات هستند؛ برخی فرعی و برخی اصلی‌اند، و در میان اصلی‌ها، بعضی از آنها ارکانی، بنیادی و محور سایر صفات به شمار می‌روند.

  • فضایل محوری و نقش آنها در ساختار روح انسان:

در میان فضایل اخلاقی، صفاتی چون حلم، سعه صدر، ادب، عفو، شکر، صبر و اخلاص از ارکان اصلی ملکات نفسانی محسوب می‌شوند. این فضایل، به منزله امام و رهبر سایر صفات روحی‌اند و با تحقق آن‌ها، بسیاری از صفات دیگر نیز به صورت طبیعی در انسان پدید می‌آیند. ائمه (ع) این صفات را به نحو کامل و مطلق دارا هستند و مصداق تام و تمام این فضایل‌اند. غلبه این ملکات شاخص و محوری در روح آنان، موجب نزول و تجلی اصلی‌ترین اسماء الهی در وجود ایشان شده است.

  • اصل سیزدهم: مظهریت اهل بیت برای اسماء ذاتی الهی:

بر اساس اصل سیزدهم، چون اهل بیت (ع) واجد شاخص‌ترین و بنیادی‌ترین فضایل اخلاقی هستند و این ملکات در روح آنان غلبه دارد، مظهر کلی‌ترین و کامل‌ترین اسماء الهی می‌شوند؛ به‌ویژه اسماء ذاتی الهی. اگر اسماء الهی مابه‌ازای تجلی خلقیات باشند، روحی که کامل‌ترین ملکات را داراست، مظهر کامل‌ترین اسماء الهی خواهد بود. از این‌رو، اهل بیت (ع) مظهر اسماء ذاتی الهی می‌شوند و تجلی اسمائی مانند الوهیت، صمدیت، غنا و قیومیت در وجود آنان ظهور می‌یابد. این نکته، بنیادی و کلیدی است و نشان می‌دهد که جایگاه وجودی اهل بیت علیهم‌السلام به سبب کمال خلقیات و ملکات نفسانی آنان است، نه امری اعتباری یا قراردادی.

  • آثار تجلی اسماء ذاتی در روح اهل بیت (ع):

وقتی روحی مظهر کلی‌ترین و کامل‌ترین اسماء الهی، به‌ویژه اسماء ذاتی می‌شود، عالی‌ترین آثار روحی نیز در آن ظاهر می‌گردد. هر اسم الهی آثاری خاص دارد و متناسب با نوع اسمی که تجلی می‌کند، آثاری در روح پدید می‌آید. در مورد اهل بیت علیهم‌السلام، تجلی اسماء ذاتی، عالی‌ترین آثار را به دنبال دارد؛ از جمله اتصال عوالم خلقت به یکدیگر و ایجاد پیوند میان عوالم مختلف هستی. این مقام، شأن خاص اهل بیت (ع) و از ویژگی‌های منحصر به فرد آنان است.

  • علم تأویل قرآن و اتصال عوالم خلقت:

علم به تأویل قرآن، که فراتر از تفسیر ظاهری آیات است، از آثار تجلی اسماء ذاتی در روح اهل بیت (ع) به شمار می‌آید. این علم، نتیجه همان مظهریت برای اسماء ذاتی الهی است. همچنین توان اتصال دادن عوالم خلقت به یکدیگر نیز از همین مبدأ سرچشمه می‌گیرد. ریشه همه این مقامات، به خلقیات و ملکات نفسانی آنان بازمی‌گردد. از آنجا که اقتضای اسماء ذاتی، بالاترین مراتب ایجاد، انشاء و تصرف در عوالم هستی است، این مقامات به اهل بیت علیهم‌السلام عطا شده است. علم تأویل قرآن، علم تأویل حوادث و حتی علم به حقایق باطنی پدیده‌ها، همگی از تجلیات اسماء ذاتی الهی در وجود آنان به شمار می‌آید.

  • جمع بندی:

هر یک از این اصول، فتح‌الفتوحی در باب معرفت امام و مباحث بنیادین امامت به شمار می‌آید و می‌تواند منشأ گشایش بسیاری از مسائل عمیق معرفتی باشد.