آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • اصول مشترک تغذیه مادی و معنوی – بخش ۱

اصول مشترک تغذیه مادی و معنوی – بخش ۱

خلاصه محتوا:

در این محتوا، به تبیین اصول و مبانی مشترک میان تغذیه مادی جسم و تغذیه معنوی نفس ناطقه پرداخته می شود و نشان داده می شود همان قوانینی که بر خوراک جسمانی حاکم‌اند، با همان ساختار و منطق در تغذیه روح و جان انسان نیز جاری هستند. این بحث به‌طور مستقیم در حوزه معرفت نفس و شناخت سازوکار رشد روحانی انسان جای می‌گیرد. نخستین اصل، عدم اشباع ‌پذیری نفس ناطقه است؛ همان‌گونه که معده با افزایش غذا ظرفیت بیشتری پیدا می‌کند، نفس ناطقه نیز با دریافت معارف و امور معنوی نه‌تنها پر نمی‌شود، بلکه وسعت وجودی بیشتری می‌یابد و طلبش افزون‌تر می‌گردد. افزایش طلب نفس، زمینه تجلی بیشتر حق تعالی را فراهم می‌سازد. روح، برخلاف بدن، هیچ‌گاه به مرحله امتلا و اشباع نمی‌رسد. اصل دوم و سوم، بر تدریجی بودن دریافت و هضم خوراک تأکید دارند. همان‌گونه که جسم از شیر آغاز می‌کند و به‌تدریج به غذاهای قوی‌تر می‌رسد، نفس نیز از محسوسات، بدیهیات و فطریات آغاز کرده و سپس به معقولات، امور نظری و در نهایت به ادراکات حضوری و حقایق الهی می‌رسد. رعایت مراتب و سطوح معارف برای نفس، همان‌قدر ضروری است که رعایت مراحل غذا خوردن برای بدن. اصل چهارم، اصل تبدیل است. در بدن، غذاهای گوناگون به اعضای مختلف اما در نهایت به یک بدن واحد تبدیل می‌شوند؛ در ساحت معنوی نیز معارف، ادراکات و ملکات مختلف، همگی به «نفس واحد» تبدیل می‌شوند. اصل پنجم به رجوع کثرت به وحدت اشاره دارد. در تغذیه مادی، کثرت غذاها به بدن واحد بازمی‌گردد و در تغذیه معنوی نیز کثرت ادراکات، عبادات و ملکات به روح واحد منتهی می‌شود. اصل ششم، اصل عینیت و اتحاد است؛ غذا عین بدن می‌شود و معارف نیز عین نفس. در این مقام، عاقل و معقول با یکدیگر متحد می‌شوند. اصل هفتم، اصل سنخیت است. همان‌گونه که بدن تنها غذای متناسب با جنس خود را می‌پذیرد، نفس نیز تنها معارفی را جذب می‌کند که با ساحت وجودی‌اش سنخیت داشته باشند. اصل هشتم، اشتراک در رتبه وجودی است. غذاهای مادی همگی مشترک در مادیت‌اند و معارف و ادراکات معنوی مشترک در تجرد. اصل نهم به جویده شدن، هضم و طی مراحل می‌پردازد. غذا بدون جویدن و هضم جذب نمی‌شود و معارف نیز بدون تحلیل، تبیین و تفکر، به نفس منتقل نمی‌گردند.

اصل دهم بیان می‌کند که غذا برای رسیدن به بدن باید از مسیر و مجاری مشخص و چندمرحله‌ای عبور کند. در عالم معنا نیز مسیر ادراک از حس، خیال، وهم، عقل، قلب و شهود عبور می‌کند.

اصل یازدهم، اصل پروراندن و اعتدال است. غذا باید در دستگاه‌های مختلف بدن پرورده و به تعادل برسد تا عضو بدن شود؛ معارف نیز باید در مراتب مختلف ادراکی پرورش یابند تا جزو حقیقت نفس گردند. اصل دوازدهم، زمان‌بر و تدریجی بودن پرورش است. تبدیل غذا به اعضای بدن، همانند تبدیل معارف به ملکات نفسانی، نیازمند زمان، عبور از مراتب و تدریج است.

در ادامه، به اصل عبور از مراتب، دفع فضولات و عصاره‌گیری اشاره می‌شود. در خوراک مادی، آنچه مفید است جذب و باقی دفع می‌شود. در خوراک معنوی نیز نفس ناطقه بهترین معارف را جذب کرده و زوائد و رذایل را دفع می‌کند. این فرآیند با آیه «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» تبیین می‌شود.

آغاز محتوا:

  • اصول مشترک تغذیه مادی و معنوی:

مقصود از این موضوع آن است که همان‌گونه که جسم انسان نیازمند غذا و خوراک است و بدون آن امکان بقا ندارد، روح انسان نیز محتاج خوراک است. افزون بر این، میان خوراک جسمانی و خوراک روحانی، اصول و مبانی مشترکی وجود دارد. بررسی این اصول، حاوی مطالب ارزشمند و نکات کلیدی فراوانی در باب معرفت نفس است.

  • اصل اول: افزایش ظرفیت با افزایش تغذیه:

نکته نخست آن است که در زندگی مادی، هر اندازه انسان غذای بیشتری مصرف کند، معده او وسعت بیشتری پیدا می‌کند و همین وسعت یافتن، سبب می‌شود که طلب غذا نیز در او بیشتر شود. این قاعده در امور معنوی نیز به همان صورت جریان دارد. هر اندازه انسان از معارف، معنویات و غذاهای روحانی بیشتر بهره‌مند شود و این خوراک‌ها به نفس ناطقه برسد، نفس انسان قوی‌تر می‌شود و بسعت وجودی بیشتری پیدا می‌کند. در عالم جسم، معده با غذا خوردن وسعت پیدا می‌کند، قدرت هاضمه بیشتر می‌شود و پس از آن، درخواست غذا نیز افزایش می‌یابد. در عالم معنا نیز اگر حداقل خوراک معنوی، یعنی معارف، معنویات و روحانیات، به نفس ناطقه داده شود، نفس نیز وسعت وجودی پیدا می‌کند و سپس طلب آن فزونی می‌گیرد. سرّ و حقیقت این نکته اول، به مسأله مقدار و کمیت غذا بازمی‌گردد. هر قدر غذای معنوی روح انسان بیشتر شود، اعم از ملکات روحی، ادراکات، عبادات و معارف، نه‌تنها روح اشباع نمی‌شود، بلکه ظرف وجودی آن وسیع‌تر می‌گردد. نفس ناطقه هرگز به حالت اشباع و امتلاء نمی‌رسد؛ هر مقدار که غذا دریافت کند، ظرفیتش افزایش می‌یابد و در نتیجه طلب او نیز بیشتر می‌شود. وقتی این طلب بیشتر شد، تجلی حق تعالی نیز افزون‌تر می‌گردد؛ زیرا به اندازه طلب، افاضه و جلوه الهی تحقق می‌یابد. هر چه طلب عمیق‌تر و گسترده‌تر باشد، تجلی خداوند نیز وسیع‌تر خواهد بود. بنابراین، اصل نخست این است که روح با غذا پر نمی‌شود، بلکه با غذا خوردن، ظرفیت آن افزایش می‌یابد و همین افزایش ظرفیت، موجب فزونی طلب و تجلی حق می‌شود.

  • اصل دوم: تدریج در کیفیت تغذیه:

مطلب دوم آن است که در تغذیه مادی، غذا به‌تدریج وارد معده می‌شود و معده نیز به‌تدریج آن را جذب و هضم می‌کند. این فرایند تدریجی، معده را آماده می‌سازد تا غذاهای کامل‌تر و قوی‌تر را طلب کند. در مورد نفس ناطقه نیز همین قاعده برقرار است. معرفتی که ابتدا به نفس داده می‌شود، غالباً از سنخ محسوسات و بدیهیات است. سپس نوبت به یقینیات و فطریات می‌رسد و پس از آن، مراحل مخیلات، معقولات، امور نظری و در نهایت، امور حضوری فرا می‌رسد. به‌عبارت دیگر، کیفیت غذای نفس، لحظه به لحظه و مرحله به مرحله ارتقا پیدا می‌کند و قدرت هضم، جذب و دریافت آن نیز افزایش می‌یابد. این اصل ناظر به کیفیت غذاست. همان‌گونه که در تغذیه مادی، اصل تدریج رعایت می‌شود، در تغذیه معنوی نیز این اصل حاکم است. کودک در آغاز باید شیر بخورد و از این تغذیه بهره‌مند شود تا معده او ورزیده و قوی گردد؛ سپس به تدریج غذاهای سنگین‌تر به او داده می‌شود تا برای دریافت غذاهای کامل‌تر آمادگی یابد. نفس انسان نیز چنین است؛ ابتدا از محسوسات و بدیهیات و یقینیات و فطریات بهره می‌گیرد و پس از آن، توانایی هضم معقولات، امور نظری، حقایق الهی، حقایق عرشی و اسمای الهی را پیدا می‌کند. بنابراین، وسعت یافتن معده، تدریجی است و وسعت یافتن نفس ناطقه نیز مبتنی بر تدریج است. معارف باید به‌صورت لقمه‌لقمه و آرام‌آرام به جان نفس ناطقه برسد.

  • اصل سوم: رعایت مراتب و آرام طی کردن مسیر:

قاعده سوم آن است که همان‌گونه که معده انسان به‌تدریج به انواع مختلف غذاها عادت می‌کند و سبک و سنگینی غذاها و مراتب آن‌ها رعایت می‌شود، در غذای معنوی نیز باید این مراتب مورد توجه قرار گیرد. نفس ناطقه باید آرام‌آرام این غذاها را دریافت کند، آن‌ها را جذب نماید، هضم کند و با آن‌ها متحد شود. اصل حاکم در اینجا، اصل آرام طی کردن مسیر و رعایت مراتب است. همان‌طور که این قاعده در سیر و حرکت مادی جسم جریان دارد، در سیر و حرکت نفس ناطقه نیز جاری است. معارف باید در سطوح مختلف و متناسب با ظرفیت نفس به او القا شود. رعایت سطح معارف برای نفس، همان اندازه اهمیت دارد که رعایت سطح غذا برای معده انسان اهمیت دارد.

  • اصل چهارم: قانون تبدیل:

اصل چهارم در خوراک مادی، اصل تبدیل است. هر غذایی که وارد معده می‌شود، اعم از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها، سبزیجات، میوه‌ها، گوشت‌ها و پروتئین‌ها، در نهایت تبدیل به بدن انسان می‌گردد. غذاها به چشم، گوش، اعصاب، استخوان، رگ‌ها، عضلات، قلب، مو و ناخن تبدیل می‌شوند و مجموع این اجزا، بدن واحد انسان را تشکیل می‌دهد. در خوراک معنوی نیز همین اصل برقرار است. معارف، ملکات روحی، معنویات و ادراکات، همگی تبدیل به نفس ناطقه می‌شوند. همان‌گونه که در عالم ماده بدن واحد شکل می‌گیرد، در عالم معنا نیز نفس واحد تحقق می‌یابد. بنابراین، اصل تبدیل هم در خوراک مادی جاری است و هم در خوراک معنوی.

  • اصل پنجم: رجوع کثرت به وحدت:

نکته پنجم آن است که در خوراک مادی، اصل رجوع کثرت به وحدت حاکم است. کثرت غذاها، یعنی سبزیجات، میوه‌ها، نوشیدنی‌ها، خوردنی‌ها، گوشت‌ها و پروتئین‌های متنوع، همگی در نهایت به یک بدن واحد تبدیل می‌شوند. در خوراک معنوی نیز کثرت ادراکات، کثرت ملکات، کثرت اعمال، عبادات و معارف، همگی به روح واحد بازمی‌گردند و در آن وحدت می‌یابند. همان‌گونه که در بدن، رجوع کثرت به وحدت صورت می‌گیرد، در نفس ناطقه نیز چنین رجوعی تحقق پیدا می‌کند. این قاعده پنجم از اصول مشترک تغذیه مادی و معنوی است.

  • اصل ششم: عینیت و اتحاد خوراک با بدن و نفس:

در خوراک مادی، اصل عینیت حاکم است؛ بدین معنا که همه غذاهایی که وارد بدن انسان می‌شوند، عین بدن می‌گردند. غذاها به‌صورت مستقیم به اعضای بدن تبدیل می‌شوند؛ چشم، گوش، دست، پا، عضلات، اعصاب و سایر اعضا، همان غذاهای تبدیل‌شده‌اند و همگی یک بدن واحد را تشکیل می‌دهند. در خوراک معنوی نیز همین اصل جاری است. معارف، ادراکات و ملکات روحی، عین نفس ناطقه می‌شوند. همان‌گونه که در عالم ماده، غذا و بدن یکی می‌شود، در عالم معنا نیز معارف و نفس به وحدت می‌رسند. این همان اصل عینیت و اتحاد است. در این مرتبه، عاقل و معقول با یکدیگر متحد می‌شوند؛ همان‌گونه که در بدن، غذا و بدن یکی می‌شود، در نفس نیز معرفت و نفس یکی می‌گردد.

  • اصل هفتم: سنخیت میان خوراک و پذیرنده:

اصل هفتم، اصل سنخیت است. در خوراک مادی، میان غذا و بدن سنخیت و تناسب وجود دارد. معده هر غذایی را نمی‌پذیرد. اشیایی مانند آهن، پلاستیک، نخ و مواد صنعتی که از جنس جسم انسانی نیستند، جذب معده نمی‌شوند؛ زیرا اصل سنخیت در خوراک مادی حاکم است. همین اصل در خوراک معنوی نیز جریان دارد. میان معارف، ادراکات و ملکات از یک‌سو و نفس ناطقه از سوی دیگر، سنخیت وجود دارد. تنها آن دسته از معارف و ادراکات که با حقیقت نفس سنخیت دارند، قابلیت جذب و اتحاد با نفس را پیدا می‌کنند. بنابراین، اصل سنخیت هم در تغذیه مادی و هم در تغذیه معنوی به‌صورت مشترک حاکم است.

  •  اصل هشتم: اشتراک در رتبه وجودی:

اصل هشتم ناظر به اشتراک در رتبه است. در خوراک مادی، آنچه قرار است به بدن واحد تبدیل شود، کثرت دارد و متنوع است؛ مانند سبزیجات، صیفی‌جات، آب‌ها، گوشت‌ها و پروتئین‌ها. اما همه این خوراک‌ها در یک رتبه مشترک‌اند و آن رتبه، مادیت و جسمیت است. در خوراک معنوی نیز معارف، ادراکات و ملکات، همگی در یک رتبه مشترک قرار دارند و آن رتبه، تجرد است. بنابراین، همان‌گونه که در خوراک مادی اشتراک در رتبه جسمانی وجود دارد، در خوراک معنوی نیز اشتراک در رتبه تجرد حاکم است.

  • اصل نهم: جویدن، هضم و طی مراحل:

اصل نهم آن است که در خوراک مادی، غذا باید جویده شود؛ تا جویده نشود، هضم نخواهد شد و تا هضم نشود، جذب صورت نمی‌گیرد. غذا باید تکه‌تکه، تجزیه، توضیح و تحلیل شود تا مراحل هضم و جذب تحقق یابد و در نهایت به بدن تبدیل گردد. بنابراین، هضم، جذب و تبدیل، دارای مراحل متعدد است. در خوراک معنوی نیز همین قاعده برقرار است. معارف و ملکات روحی که به نفس ناطقه می‌رسند، باید به‌خوبی مورد بررسی، تحلیل و تبیین قرار گیرند؛ یعنی باید «جویده» شوند، سپس هضم شوند تا قابلیت جذب پیدا کنند و در نهایت به نفس ناطقه تبدیل گردند. بنابراین، اصل طی کردن مراحل و مراتب، هم در خوراک مادی و هم در خوراک معنوی جاری است.

  • اصل دهم: مسیر و مجاری مشخص جذب خوراک:

اصل دهم آن است که خوراک مادی برای رسیدن به بدن، باید از مسیر و مجرای مشخص عبور کند. غذا ابتدا وارد دهان می‌شود، سپس از مری عبور می‌کند، وارد معده می‌شود و پس از هضم، در مراحل بعدی در سراسر بدن تقسیم و توزیع می‌گردد. این مسیر، مسیری معین و چندمرحله‌ای است و غذا هیچ‌گاه در یک مرحله هضم و جذب نمی‌شود. در خوراک معنوی نیز مسیر رسیدن غذا به نفس مشخص است. معارف باید از مجاری ادراکات حسی، خیالی، وهمی، عقلی، قلبی و شهودی عبور کنند تا به نفس ناطقه برسند. این مسیرها در عین مشخص بودن، متعدد هستند. بنابراین، اصل چندمرحله‌ای بودن جذب، هضم و تبدیل، در هر دو نوع تغذیه مادی و معنوی حاکم است.

  • اصل یازدهم: پروراندن در چند دستگاه:

اصل یازدهم آن است که در خوراک مادی، هضم، جذب و تبدیل در چند عضو و چند دستگاه انجام می‌شود. هر دستگاه وظیفه خاصی در پخت‌وپز و پروراندن غذا دارد تا غذا به‌صورت عضو مناسب بدن درآید. در خوراک معنوی نیز ملکات روحی و ادراکات، باید در مجاری مختلف حس، خیال، عقل و قلب پرورانده شوند. تا این ادراکات به تعادل و اعتدال نرسند، پروریده نمی‌شوند. همان‌گونه که در خوراک مادی، تا غذا به تسویه و تعادل نرسد جذب نمی‌شود، در خوراک معنوی نیز تا معارف و ادراکات به اعتدال نرسند، پرورش نمی‌یابند. اعتدال و تسویه، مقدمه پروریده شدن است و پروریده شدن، مقدمه ربوبیت نفس است. در تغذیه معنوی، نفس با تدبیر و ربوبیت خود، ملکات و ادراکات را پرورش می‌دهد تا با نفس متحد شوند.

  • اصل دوازدهم: زمان‌بر بودن پرورش و تدریج:

اصل دوازدهم آن است که پرورش خوراک مادی زمان‌بر است. تبدیل غذا به چشم، گوش، قلب، مغز، عصب و عضله، نیازمند زمان، تدریج، طی مراحل و مراتب است و این امر دفعی و ناگهانی محقق نمی‌شود. در خوراک معنوی نیز ادراکات و ملکات روحی برای آنکه به نفس ناطقه تبدیل شوند، نیازمند زمان و تدریج هستند. این تبدیل به‌صورت دفعی رخ نمی‌دهد، بلکه از مسیر تدریج و طی مراتب حاصل می‌شود.

  • عبور از مراتب و دفع فضولات:

در خوراک مادی، آن بخش از غذا که جذب بدن نمی‌شود، یعنی فضولات، باید از مراتب متعددی عبور کند. غذا از مراتب جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی می‌گذرد و در هر مرتبه، بخشی از آن جذب می‌شود. در نهایت، آنچه در هیچ مرتبه‌ای مورد نیاز نبوده و فایده‌ای نداشته باشد، دفع می‌گردد. در خوراک معنوی نیز معارف باید از مراتب حسی، خیالی، وهمی، عقلی و قلبی عبور کنند تا پروریده شوند. در هر مرتبه، آن مقدار که مناسب نفس است جذب می‌شود و آنچه سنخیتی با نفس ندارد یا نیازی به آن نیست، کنار گذاشته می‌شود.

  • اصل عصاره‌گیری در خوراک مادی و معنوی:

در خوراک مادی، اصل عصاره‌گیری حاکم است. تمام آنچه وارد بدن انسان می‌شود جذب نمی‌گردد، بلکه عصاره و بخش مفید آن جذب می‌شود و زوائد و امور مضر دفع می‌شود. آنچه باقی می‌ماند، بهترین و مفیدترین بخش غذا برای بدن است. در خوراک معنوی نیز همین اصل جریان دارد. نفس ناطقه از معارف، ادراکات و ملکات، عصاره‌گیری می‌کند. هر معرفتی برای نفس مفید نیست. نفس به فرموده قرآن کریم: 

«فَبَشِّرْ عِبَادِ ٱلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»،  بهترین و احسن را انتخاب و جذب می‌کند و آنچه سنخیتی با نفس ندارد یا موجب رذایل می‌شود، دفع می‌گردد.