آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

اسماء الهی ، خوراک و داروی روح انسان

خلاصه محتوا:

در این محتوا، «اسماء الهی»  به عنوان خوراک و داروی روح انسان معرفی می‌شود. روح انسان یک موجود مجرد است و بنابراین غذای آن نیز باید از سنخ مجردات باشد. همان‌گونه که بدن انسان به واسطه ارتباط و سنخیت با عناصر مادی از آب، خاک، هوا، نور و غذاهای مادی تغذیه می‌شود، روح انسان نیز با حقیقتی هم‌سنخ خود یعنی اسماء الهی تغذیه می‌شود. 

اسماء الهی علاوه بر خوراک بودن، نقش درمان، ترمیم، تکمیل و تصفیهٔ روح را نیز برعهده دارند. اسم «رحمان» مبدأ ایجاد و انشاء عالم معرفی می‌شود و نقش خوراکی برای ارواح دارد، در حالی که اسم «رحیم» کار تکمیل، ترمیم و اصلاح را انجام می‌دهد و نقش دارویی دارد.  هر موجودی خوراکی متناسب با سنخ خویش دارد: 

– گوش با اصوات تغذیه می‌شود، 

– چشم با اشکال و رنگ‌ها، 

– دماغ با بوها، 

– زبان با طعم‌ها، 

– پوست با نرمی، زبری و سختی، 

– خیال با صورت‌های مجرد، 

– عقل با معانی، 

– و قلب با حق. 

روح انسان با کل هستی سنخیت دارد و چون سنخیت، تلاقی و تغذیه را به دنبال دارد، پس روح انسان همواره در حال دریافت، جذب و خوردنِ هستی است. در این نگاه، «کل وجود انسان حلق» است؛ یعنی تمامی قوا و ابعاد وجودی انسان دریچه‌هایی برای دریافت خوراک‌اند و تمام عالم خوراک این حلقهٔ وسیع است. 

انسان دائماً در حال خوردن است: با دیدن، شنیدن، تخیل، تعقل، توهم، ادراک حضوری و شهودی. هر ادراکی نوعی بلعیدن است و هر آنچه بلعیده می‌شود تبدیل به معقول و مدرَک روح می‌گردد. 

به دلیل فقر نامتناهی مخلوق، روح به خوراک نامتناهی نیاز دارد و این خوراک نامتناهی تنها در اسماء الهی یافت می‌شود. روح انسان همچون آینه‌ای است که هر آنچه را دریافت کند انعکاس می‌دهد؛ از این رو انسان دریافتی از کل هستی و جلوه‌ای برای ارائه آن است. 

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

یکی از مباحث معرفتی، بحث «خوراک ارواح و ابدان» است. اسماء الهی هم خوراک و هم دارو هستند. بنابراین موضوع بحث ما «خوراک بودن و دارو بودن اسماء الهی» است. خوراک روح انسان، اسماء الهی هستند. روح انسان حقیقتی مجرد و غیرمادی است. همان‌گونه که این حقیقت مجرد است، غذای آن نیز باید مجرد باشد. یعنی هر چیزی که مجرد باشد، خوراک روح انسان است. خوراک روح، اسماء الهی است.

  • معنای خوردن در نسبت با امور مجرد :

این پرسش مطرح می‌شود که این چه نوع خوردنی است؟ خوردن و خوراک فقط در مورد مادیات به کار نمی‌رود. هر چیزی خوراکی متناسب با سنخ خود دارد. هر موجودی «حَلق» دارد؛ حلقی برای دریافت و بلعیدن. روح انسان نیز حلقی دارد که برای دریافت و تغذیه است و غذای او از سنخ خود اوست. یعنی خورنده و خوراک باید تناسب و سنخیت داشته باشند.

  • خوراک بدن و خوراک روح: 

بدن انسان با مادیات تغذیه می‌شود: آب، نان، میوه‌ها، سبزیجات، سیفی‌جات، هوا، نور، آب و خاک. عناصر چهارگانه آب، خاک، هوا و آتش خوراک بدن انسان هستند. بسائط خوراک بدن ،بسائط مادی‌ و  بسائط مجرد خوراک روح انسان هستند.

  • خوراک روح: اسماء الهی: 

از آنجا که هر خوراکی از جنس خورنده است، خوراک روح اسماء الهی است. هم خوراک روح اسماء الهی هستند و هم ترمیم و تنظیم و تکمیل روح با اسماء الهی حاصل می‌شود. خداوند با اسم «الله» و با اسم «رحمان» عالم را می‌آفریند. پس «رحمان» خوراک روح است و «رحیم» تکمیل‌کننده و داروی روح است. یعنی خداوند با رحمان ایجاد و انشاء می‌کند و با رحیم تکمیل می‌کند.

  • نقش رحمان و رحیم در ایجاد و تکمیل :

خداوند عالم را با رحمان انشاء می‌کند و با رحیم تکمیل می‌کند، ترمیم می‌کند، اصلاح می‌کند و تصفیه می‌کند. آفرینش از رحمان است و تکمیل و ترمیم و تعالی از رحیم. بنابراین برخی اسماء الهی «انشایی» هستند، برخی «تکمیلی»، برخی «ترمیمی». اسماء الهی هم خوراک‌اند و هم دارو و درمان.

  •  اسماء الهی و معقول شدن برای روح: 

اسماء الهی برای روح انسان مَأکول می‌شوند و غذای روح را تشکیل می‌دهند. روح انسان غذای هم‌سنخ خود را می‌خواهد. عالم هستی با نفس ناطقه سنخیت دارد، بنابراین نفس خوراکی وجودی و هستی‌مند می‌طلبد. همه عالم خوراک روح ما می‌شود و مَأکول ما می‌گردد؛ و هر مَأکولی مدرَک ما می‌شود. همان‌گونه که هر مدرَکی مَأکول باقی می‌ماند. هر چیزی را که ادراک می‌کنیم، در حقیقت آن را «می‌خوریم».

  • نقش اسماء در ایجاد، تکمیل و اصلاح: 

عالم ماده خوراک بدن است و عالم غیب خوراک روح تا زمانی که ارتباط با حق برقرار است. مادامی که ارتباط با خدا هست، انسان احساس «غیر» ندارد. انسان با اسم «مُطعِم» سیر می‌شود، با «ساقی» رفع عطش می‌کند، با «علیم» اشباع علمی می‌شود. پس اسماء الهی خوراک‌اند. ترمیم ظلمت روحی نیز با اسماء الهی است؛ زیرا اسماء الهی هویت ترمیمی، اصلاحی و تکمیلی دارند. با برخی اسماء عالم انشاء می‌شود، با برخی تکمیل و ترمیم می‌شود. 

اسماء الهی هویت ایجادی، انشایی، ترمیمی، تکمیلی و اصلاحی دارند. خدا با رحمان انشاء می‌کند و با «ربّ» تدبیر می‌کند، با «محیط» احاطه می‌یابد. تمام اسماء الهی خوراک و دارو هستند.

  • ادراک حسی و خوراک بودن جهان: 

حرارت ارتباط با حق باید احساس و چشیده شود؛ با روح باید چشید. گوش انسان خوراکش اصوات است که از اعراض‌اند. چشم خوراکش اشکال و الوان است. بویایی خوراکش بوهاست. پوست خوراکش زبری و نرمی و سختی و شلی است. زبان خوراکش طعم‌هاست: شور، ترش، شیرین، تلخ. همه اینها اعراض‌اند و هر حس با خوراک متناسب خود سنخیت دارد.

  • خوراک خیال، عقل و قلب:

خیال با صورت‌ها تغذیه می‌شود، عقل با معانی. عالم مثال خوراک خیال است، عالم عقل خوراک عقل است، عالم الهی خوراک قلب است. «القَلب حَرم الله فلا تَسکن فی حرم الله غیر الله». تمامیت هستی خوراک نفس ناطقه است.

  • سنخیت انسان با همه هستی:

هر قوه با سنخ خود تغذیه می‌شود: باصره با اشکال، سامعه با اصوات، خیال با صورت‌ها، عقل با معانی، نفس با وجود و هستی. نفس با کل هستی سنخیت دارد. و هر جا سنخیت هست، تلاقی نیز هست. انسان با کل هستی سنخیت دارد، پس با کل هستی مرتبط است و از آن جدا نیست. هر چیزی که مَأکول ما می‌شود، مدرَک ما می‌شود؛ و هر مدرکی خوراک ماست. انسان از طریق حواس پنجگانه، خیال، عقل، وهم و قلب خود خوراک می‌گیرد.

  • بلعیدن دائمی هستی توسط انسان:

انسان دائماً در حال خوردن است: با دیدن، با شنیدن، با تخیل، با تعقل، با توهم، با دهان، با ادراکات حضوری و شهودی. کل وجود انسان حلق است؛ چشم حلق است، گوش حلق است، زبان حلق است، پوست حلق است. روح نیز حلق است. همه چیز در انسان دریچه‌ای برای دریافت است. کل عالم خوراک این حلقه است. همان‌گونه که جنین با استشمام تغذیه می‌کند، انسان با تمام وجود خود غذا می‌خورد. کل هستی دریافت می‌شود و جذب می‌شود.

  • انسان؛ وجودی جذب‌کننده و گسترده:

هر حلقی دریافت‌کننده است. پس کل وجود ما معده و جذب‌کننده است. هر معده جذب و دفع دارد. انسان تمام هستی را جذب می‌کند و جزئی از خود می‌سازد. بنابراین روح انسان گسترده می‌شود، زیرا کل وجودش حلقه و کل عالم خوراک اوست. انسان یک دریافت‌کننده کامل است و هرچه را جذب می‌کند ارائه و انعکاس می‌دهد.  روح انسان آینه عالم و آینه حق است؛ هرچه را دریافت کند منعکس می‌کند، نه فقط دریافت می‌کند.